تبليغاتX
!!!!!صلح برای همیشه

غزال فرخزاد و نیوشا سپهری تقدیم می کنند!::

تو چرا درس می خوانی؟

مادرم می پرسد

من لباسم بر تن

مقنعه ام بر سر

کفش هایم بر پا

mp3 در کیف

موبایلم در جیب

سرویسم میبوقد

بند کیفم را محکم می بندم

مادرم لقمه ای نان به من می دهد

بار دگر می پرسد

موبایل برداشته ای؟

نواااااا

دروغ می گویم

پدرم می پرسد

mp3 برداشته ای؟

مینالم آری

به کوری چشم برخی حسو دانی

مادرم می گوید کتاب زیست را بردار

می گویم به خودم

مربوط است

عربده می کشم شب دیر باز خواهم گشت

مادرم میگوید

کجا می خواهی رفت؟

می فریادم

به تو چه؟

تو چرا درس نمی خوانی ؟ مادرم می پرسد.

می گویم  چون نخواهم!

گوید بچه برو درس بخون!

گویم گر تکرار کنی فرار می کنم!

می گوید: تو غلط می کنی! (****توجه: این جمله ی آخر را با لهجه ی شیرین کرمانی بخوانید!****)

تو چرا درس می خوانی؟

مادرم برای آخرین بار می پرسد

با تمام دل خود می گویم:

تا درآید چشم تو از کاسه

و رود آبرویت در دروهمسایه!

 

((توجه!این فقط یک شعر نو است!وگرنه ماغلطمیکنیم(لهجه ی کرمانی)بامادرمان اینطوری حرف بزنیم!))

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 9:54  توسط اهورادخت  | 



Google


در كل اينترنت
در اين سايت

i r L e a r n . c o m


Powered by Jajabadboy

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران JavaScript Codes